در کتاب «جهانگیر»، نیما شهسواری به کالبدشکافیِ یکی از ویرانگرترین ایدئولوژیهای بشر میپردازد: «مالکیت جهانی». مسئلهی مرکزی اثر، تبدیلِ زمین به «شهرک سوخته» یا تابوتی سیمانی است که در آن، میل به قدرت و تسلط، جایگزین شریانهای طبیعی زندگی شده است. نویسنده با ترسیمِ دنیایی تحت سیطرهی خاندانها و ابزاری به نام «شاهکلید»، نشان میدهد که چگونه تمدن مدرن با شعارهای فریبندهای همچون امنیت و حقوق بشر، به تولید سلاحهای «جانگیر» برای نابودیِ عنصرِ حیات روی آورده است.
ساختار روایی کتاب، سیرِ تطورِ زمین از مادریِ طبیعت به کارگاهِ بردهداریِ جهانی را به تصویر میکشد. با تحلیل آرکتایپهایی چون «ناخدا» و «جارچی»، کتابِ «جهانگیر» پرده از تزویرِ حاکمیتی برمیدارد که در آن، رنجِ انسانها و نابودیِ منابع برای تأمینِ خراجِ قدرت، به یک صنعتِ عادی بدل شده است. این اثر با واسازیِ تضادِ میانِ «مالکیت» و «زیستن»، مخاطب را به رستاخیزِ جانگرایان و ایدهی تقسیطِ مطلقِ قدرت دعوت میکند.
این کتاب در راستای فلسفهی «جانگرایی»، به صورت کاملاً متنباز و دیجیتال منتشر شده است. نویسنده با تأکید بر اینکه چاپ کاغذی نوعی «سلاخیِ اکسیژن» است، از هرگونه آزارِ جانداران و قطع درختان برای نشرِ کتاب پرهیز کرده است. «جهانگیر» دعوتی است برای شکستن شاهکلیدهایِ استبداد و بازگشت به میهنِ جان، جایی که هیچ خاندانی بر دیگری برتری نداشته و «قانون رهایی» تنها اصلِ بقای زمین است.