«جهان آرمانی» مانیفستی است که با عبور از اومانیسم ابزارساز و ناسیونالیسم خاکی، پارادایمی نوین برای مدیریتِ هستی ترسیم میکند. مسئلهی مرکزیِ اثر، «واسازیِ مرزهای جغرافیایی و وراثتِ عقیده» است؛ نویسنده استدلال میکند که بزرگترین رنجِ بشر، جبرِ زادگاه و تحمیلِ مسلک است. این کتاب با ارائهیِ تزِ «میهنسازیِ اختیاری»، به دنبالِ گذار از رقابتهایِ حذفی به سویِ همزیستیِ آگاهانه است و «نفیِ آزار به تمامِ جانداران» را به عنوانِ یگانه قانونِ مطلقِ صلحِ جهانی معرفی میکند.
ساختارِ این تز، بر چهار ستونِ اصلی استوار است: کالبدشکافیِ هرجومرجطلبانه یِ نظمِ کنونی، خلع سلاحِ جهانی، آموزشِ اجباریِ خردمحور، و تقسیطِ قدرت. شهسواری با بهرهگیری از آرکتایپهایِ «اختیار» و «پاسبانانِ صلح»، الگویی از حکمرانیِ چندلایه ارائه میدهد که در آن، تجمعِ قدرت برای جلوگیری از استبداد، به شیوهی «تقسیطِ قدرت» جایگزین شده است.
این اثر، همسو با دکترینِ «جانگرایی»، به صورتِ متنباز و دیجیتال عرضه شده است. نویسنده با نفیِ کاملِ چاپِ کاغذی و حمایت از «رسالتِ سبز»، آن را به ابزاری برایِ تغییرِ رادیکالِ مفهومِ قدرت بدل کرده است. «جهان آرمانی» نه تنها یک تئوری سیاسی، که دعوتی است برایِ شکستنِ بتِ «افضل بودنِ انسان» و بازگشت به اصالتِ بیمرزِ «جان»؛ اثری که نویدبخشِ بهشتِ زمینی بر پایهیِ آگاهی و انتخاب است.